Featured post

Friday, 18 December 2015

عصار خانه سیاه

عصار خانه سیاه


سالها پیش، زمانی که واژه رستاخیز را به کودتا عوض کردند، یک مشت عوضی انقلاب سپید را به دسیسه سرخ بدل کردند و به نیرنگ، دسیسه سرخ را در یک کودتای سیاه، سر بریدند. از آن زمان تا کنون مردم نالایق، رویشان سیاه و چشمشان سرخ است.
مردمی که از آن زمان در دوره های چهار ساله یا هشت ساله زیر فشار یوغ بردگی، باز در اشتباه تاریخی خود تکرار می شوند.




و برای گریز از این تسلسل هر بار رنگ یوغ شان را خود انتخاب می کنند!
رای می دهند، به امید این که با خروج رهبر یا رئیس نظام از دایره قدرت، خط مشی سیاسی حکومت تغییری معنادار پیدا کند! غافل از اینکه نظام جمهوری اسلامی، متکی به فرد نیست بلکه وابسته به ساز و کار کلان قدرت می باشد.
در این تکرار بی حاصل، همچون اسب عصاری دوره ای بنی صدر و رجایی لُکه* عصاری هستند و زمانی سردار سازندگی نقش چوب یا لُکه عصاری را بازی می کند و دوره ای شیخ تمیز و هشت سالی ژنده ای کثیف!
و اکنون در این دور باطل نوبت به حسن کلید رسیده است که نقش لُکه را ایفا کند.
همچنان سنگ روی سنگ عصارخانه می چرخد و هر از گاهی لُکه های فرسوده تعویض می شوند و شیره مملکت زیر فشار سنگها گرفته می شود.

چیزی که ثابت است، چشم بندی است که بر گردن اسب عصاری همچنان بسته است!

*«لُکه: چوب بلندی که سنگ آسیاب را به گردن اسب یا شتر عصاری متصل می کند»