دو واژه ای که توده ها اصول و مفاد آن واژه را پلتـ ـفرمِ مذهب یا سنت خود می دانند و یا آن اصول را افتخار و حق خود می دانند
و در ژست و یا در عمل به آن مفاد از یکدیگر سبقت می گیرند؛
اما، خود واژه را برای فحش و ناسزا و بهانه حمله به هم به کار می برند،
واژه «فاشیسم و شوونیسم» است!
واژه هایی که با زدن برچسب آن به دیگران، خود را مظلوم و سزاوارِ کمک و همدلی می دانند!
در حالی که اعتقاد و تعصب به تک تک مفاد آن واژه، ساختار دین و مذهب یا فرهنگ و یا تاریخشان می باشد که به آن افتخار و تبلیغ می کنند.
خدایی ناکرده منظورم با "یهودیسم" نیست! که قبول دارم در طول تاریخ، یهودیان مظلوم تر از حسین و تنها تر از علی بوده اند!
روی سخنم با "مظلوم_ایسم" های قومی هم
وطن هم نیست! که خودشان قرنها در ایران یا محدوده خودشان قدرت حاکم را در دست
داشته اند و بر هم تباران خودشان و دیگر اقوام ظلم کرده اند و امروز بقیه را
شوونیسم می خوانند.
کاری هم به "چه ایسم" ها و
"سرخ ایسم" ها ، ندارم که در روزگار معاصر تنها با شعار سوسیالیستی ،
بقیه مفاد و اصول فاشیسم را با اقتدا و
تقدس چگوارا و عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح و با تبلیغ روح رزم جویی، مو به مو عمل کرده اند.
( مفاد و اصول واژه فاشیسم: ۱-عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح ۲- مخالفت با اندیشههای سوسیالیستی ۳- مخالفت با لیبرالیسم ۴- توتالیتر بودن ۵- تقدس پیشوا تا سرحد امکان ۶ - مخالفت با دموکراسی ۷- قهرمانپرستی ۸- تبلیغ روح رزم جویی ۹- نظام تکحزبی )
تکلیف "اسلامیست" ها نیز برای همه روشن است که به وضوح و با وقاحت، مفاد تعریف شده "ایسم" های بدنام را پلتــ فرمِ ایدئولوژیِ سیاه خود می دانند.
اینجا روی سخن من با هم میهنان "خودیسم" بهائی است!
هم میهن بهایی من!
جهان وطن های بی وطن چوب حراج بر میهن زدند؛ گفتی سیاسی نیستم!
«موالی_ایسم» های وطن فروشِ تازی نشان، بر فرهنگ و تمدن ما رنگ سیاه پاشیدند؛ گفتی سیاسی نیستم!
سرخ و سیاه با هم ساختند و تیزابِ تجزیه بر پیکر میهن پاشیدند و در جواب اعتراض من،
اینجا روی سخن من با هم میهنان "خودیسم" بهائی است!
هم میهن بهایی من!
جهان وطن های بی وطن چوب حراج بر میهن زدند؛ گفتی سیاسی نیستم!
«موالی_ایسم» های وطن فروشِ تازی نشان، بر فرهنگ و تمدن ما رنگ سیاه پاشیدند؛ گفتی سیاسی نیستم!
سرخ و سیاه با هم ساختند و تیزابِ تجزیه بر پیکر میهن پاشیدند و در جواب اعتراض من،
من را فاشیست یا شوونیست خطاب کردند،
گفتی سیاسی نیستم!
زرتشتی،مسیحی،کلیمی،درویش و بی دین را زدند،شکنجه دادند،کشتند یا آواره کردند؛ گفتی سیاسی نیستم!
به جامعه بهایی ظلم کردند، زندان کردند ، اعدام کردند ، بهاییان را نجس خواندند و تعداد زیادی را کوچ دادند ؛ گفتی سیاسی نیستم و تو شکایت به بیت العدل بردی!
هم میهن بهایی من!
در همه این سالها من سیاسی بودم و صدای تو شدم . اما تو صدای بیت العدل بودی، چون سیاسی نبودی!
تو هم وطن من بودی ولی هم وطن تو نبودم! چون سیاسی نیستی!
تو درد وطن نداری، چرا که تو قبل از اینکه خود را ایرانی بدانی، بهایی هستی!
سیاسی نیستی، درد وطن نداری؛ چون ایرانی نیستی!
زرتشتی،مسیحی،کلیمی،درویش و بی دین را زدند،شکنجه دادند،کشتند یا آواره کردند؛ گفتی سیاسی نیستم!
به جامعه بهایی ظلم کردند، زندان کردند ، اعدام کردند ، بهاییان را نجس خواندند و تعداد زیادی را کوچ دادند ؛ گفتی سیاسی نیستم و تو شکایت به بیت العدل بردی!
هم میهن بهایی من!
در همه این سالها من سیاسی بودم و صدای تو شدم . اما تو صدای بیت العدل بودی، چون سیاسی نبودی!
تو هم وطن من بودی ولی هم وطن تو نبودم! چون سیاسی نیستی!
تو درد وطن نداری، چرا که تو قبل از اینکه خود را ایرانی بدانی، بهایی هستی!
سیاسی نیستی، درد وطن نداری؛ چون ایرانی نیستی!
چون بهایی هستی!


