Featured post

Tuesday, 21 February 2017

اشک های یک میهن پرست




ایران
سال 1308 خورشیدی
پسین یکی از روزهای بسیار سرد زمستان
مانند هر روز، برای رضاشاه داستانهای شاهنامه
از سوی «مراد اورنگ» بازگو میشود:
ــ شبی که قرار بود «روشنک» دختر «داریوش سوم»
از سپاهان به سرزمین پارس نزد اسکندر برود،
اسکندر اصرار داشت که مردم، پیش از حرکت او چراغانی کنند
در حالی که مردم اصفهان مانند همه شهرها لباس ماتم بر تن داشتند
و عزای ملی اعلام کرده بودند.
مردم ایران، کشور و شاه و اینک شاهدخت را نیز از دست میدادند
و فردوسی طی یک شعر، این چشم انداز را نمودار کرده
ببستند آذین به شهر اندرون
لبان پر ز خنده، دلان پر ز خون
رضاخان بی اختیار شروع به گریستن کرد
و ده دقیقه اشک میریخت.
تا آن زمان کسی گریه او را ندیده بود .

                                                                                                        دکتر باستانی پاریزی: کتاب «شاهنامه آخرش خوش است»

⚜⚜⚜

Saturday, 18 February 2017

خوزستان قلب ایران

از همگان دعوت می شود، روز دوشنبه دوم اسفندماه، در میدان های ونک، صادقیه و فردوسی تهران، در برابر استانداری های دیگر شهرها، گردهم آمده و با تجمع اعتراضی به دور از خشونت، مسئولین بی تدبیر حکومت جمهوری اسلامی را به رسیدگی فوری به شرایط دهشتناک کنونی در خوزستان وادار کنیم. در نبود حکومتی مسئول و مردمی، می بایست صدای هم میهنان ستمدیده خوزستان باشیم.

برای نجات خوزستان بشتابیم


 از همگان دعوت می شود، روز دوشنبه دوم اسفندماه، در میدان های ونک، صادقیه و فردوسی تهران، در برابر استانداری های دیگر شهرها، گردهم آمده و با تجمع اعتراضی به دور از خشونت، مسئولین بی تدبیر حکومت جمهوری اسلامی را به رسیدگی فوری به شرایط دهشتناک کنونی در خوزستان وادار کنیم. در نبود حکومتی مسئول و مردمی، می بایست صدای هم میهنان ستمدیده خوزستان باشیم.



نتیجه تصویری برای هم میهنان خوزستانی ما با قطع آب و برق



«… دیگر هر روز تنگ غروب در شهر ما، اهواز، لب شط، پای نخل ها، صفا ندارد، چراکه دیگر کسی در قایق ها نغمه خوش لب کارون را برایمان نمی خواند… » روزگاری نه چندان دور در بستر تالاب شادگان که از آن به عنوان بزرگترین تالاب جهان یاد می شد، گونه های گوناگون و نایاب آبزی و پرندگان زندگی می کردند، و فرصت های شغلی بسیار برای مردم موجود بود. در حالی که به سبب ناکارآمدی حاکمان اختلاس سالار و تمامیت خواه جمهوری اسلامی، منابع آبی و تالاب های خوزستان رو به نابودی رفته است. جنایت جمهوری اسلامی بر علیه محیط زیست خوزستان که این بهشت تمدن را به جهنمی غیرقابل زیست تبدیل کرده، نابخشودنی است. در نهایت تاسف شاهد آن هستیم که تنفس هوای پاک از هم میهنان خوزستانی سلب شده، منابع آبی خشکیده و شبکه های برق قطع شده است. این در حالی است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جلوی تجمع اعتراضی مردم را در شهرهای دیگر گرفته و به جای تدبیر برای برون رفت از این بحران خانمانسوز، بودجه کشور را هزینه ایجاد رعب و وحشت در بین شهروندان ایرانی می کنند. فراموش نمی کنیم که در طول جنگ خانمانسوز هشت ساله، دلاور زنان و مردان حماسه آفرین خوزستان، در عشق به وطن و برای حفظ وجب به وجب این مرز و بوم در شوش، شلمچه، بستان، هویزه، دزفول، سوسنگرد، اهواز، شادگان، اندیمشک و خرمشهر جان باختند و دست متجاوز بیگانگان ارتش صدام حسین را از کشورمان کوتاه کردند. اکنون که هم میهنان خوزستانی ما با قطع آب و برق حداقل های زندگی از آنها سلب شده است. 
از همگان دعوت می شود، روز دوشنبه دوم اسفندماه، در میدان های ونک، صادقیه و فردوسی تهران، در برابر استانداری های دیگر شهرها، گردهم آمده و با تجمع اعتراضی به دور از خشونت، مسئولین بی تدبیر حکومت جمهوری اسلامی را به رسیدگی فوری به شرایط دهشتناک کنونی در خوزستان وادار کنیم. در نبود حکومتی مسئول و مردمی، می بایست صدای هم میهنان ستمدیده خوزستان باشیم. 
پاینده ایران، رضا پهلوی

Sunday, 5 February 2017

صبری حسن پور؛ وضعیت نامناسب قلبی و محرومیت از جراحی در بیمارستان

 مصاحبه جناب صبری حسن پور با کورش معصومی فر

https://www.youtube.com/watch?v=iOKbrW3TyWc

گفتگو صبری حسن پور با کورش معصومی فر 

صبری حسن پور؛ وضعیت نامناسب قلبی و محرومیت از جراحی در بیمارستان

خبرگزاری هرانا – صبری حسن پور زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به دلیل «عدم پرداخت هزینه بیمارستان توسط زندان»، علیرغم انتقال به بیمارستان جهت جراحی قلب، از این جراحی محروم ماند و به زندان باز گردانده شد. وضعیت قلبی این زندانی نامناسب گزارش می شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبری حسن‌پور سخنگوی یک سازمان سیاسی و مجری سابق کانال ماهواره ای سیمای رهایی، هفته گذشته برای جراحی قلب به بیمارستان طالقانی تهران اعزام شده بود، به دلیل اینکه از طرف زندان گفته بودند هزینه بیمارستان به عهده خودش است به زندان باز گردانده شد. بیماری قلبی وی بسیار جدی و در شرایط بد جسمی به سر می برد.

شایان ذکر است پیش از این، آقای حسن‌پور مورخ ۲۵ آبان‌ماه ۹۵، درپی حمله قلبی به بهداری این زندان منتقل شده بود.

 هرانا اخیرا گزارش کرده بود، روز ۲۳ آبان، دادگاه رسیدگی به اتهامات صبری حسن‌پور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران «همراه با توهین و تهدید»، بدون نتیجه برگزار شد.
یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی در مورد نحوه برگزاری دادگاه به این خبرگزاری گفته بود: “آقای حسن‌پور که از آسم و بیماری قلبی رنج می‌برد، به دلیل توهین‌های بی وقفه و بد رفتاری آقای صلواتی حالش بد شده، جلسه دادگاه را ترک کرده و دادگاه بدون نتیجه مانده است.”
لازم به یادآوری است، فروردین ماه سال جاری رسانه های داخلی از بازداشت صبری حسن پور خبر دادند، در حالی که بعضی از نزدیکان آقای حسن پور مدعی «ربوده شدن وی از کشور ترکیه هنگام دیدار با خانواده و انتقال به ایران» شدند، رسانه های مورد اشاره گفتند این فعال سیاسی برای دیدار با خانواده خود به ایران عزیمت کرده بود و در مدت حضور در کشور به شهرهای تهران، اهواز، اصفهان و کرج سفر کرده است.
نهایتا پس از چندین ماه بی خبری از سرنوشت این فعال سیاسی دستگیر شده، با انتقال او به سالن ۱۰ بند ۸ زندان اوین در شهریور ماه بی خبری از وضعیت او پایان یافت.


گفتگو صبری حسن پور با کورش معصومی فر 

Thursday, 2 February 2017

آشنايي با استاد عبدالمجيد ارفعي



آشنايي با استاد عبدالمجيد ارفعي اوزي اولين ايراني متخصص زبان اكدي و ايلامي

 

 

چند سالي پيش در صفحه ي نسل پوياي نشریه عصر اوز ستوني داشتم با نام « با فرهيختگان شهرمان» كه در آن به معرفي اوزيهاي فرهيخته مي پرداختم. يكي از اين فرهيختگان دكتر عبدالمجيد ارفعي بود كه زاده ي اوز نيست ولي اوزي الاصل است و به گويش اوزي سخن مي گويد. اجداد ايشان سالها پيشتر به بندرعباس و بندرلنگه مهاجرت كرده اند و خود با آنكه كمتر به اوز آمده است علاقه فراواني به شهر آبا اجدادي خويش دارد. پس از مدتها كه شماره تلفن دكتر را در اختيار داشتم و بدينگونه با ايشان در ارتباط بودم زماني فراهم آمد و ايشان براي تحقيقات به تخت جمشيد آمده بود كه توانستم استاد را در آنجا از نزديك ملاقات كنم. در مصاحبه اي كه با وي داشتم و در عصر اوز شماره 46، مهرماه 1383، صفحه 14 چاپ شد دكتر ارفعي پيرامون واژه "اوز" و ريشه آن نظريه اي كاملا جديد و علمي ارائه داد و سپس پيرامون تخت جمشيد و گل نوشته هاي آن صحبت كرد و همانطور كه شيوه ي اساتيد بزرگ و فرهيخته است از خود كمتر سخن گفت و از من نيز خواست به جاي نوشتن از ايشان به گل نوشته ها بپردازم.

آن ملاقات سرآغاز آشنایی با استاد و مصاحبه های بعدی با ایشان گردید که سعی خواهم نمود آنها را نیز در اینجا در اختیار علاقمندان قرار دهم. در اینجا به زندگینامه استاد از سایت بنیاد ایران شناسی می پردازم :

استاد كه نزد اساتيدي همچون ابراهيم پورداود، پرويز ناتل خانلري،ذبيح الله صفا، صادق گوهرين، محمد معين و بديع الزمان فروزانفر درس آموخته هنگاميكه خواهان سفر به آمريكا و ادامه تحصيل در رشته زبان هاي ايراني مي شود به توصيه دكتر خانلري به جاي آن رشته به فراگيري زبانهاي بين النهرين قديم و ايلامي مي پردازد تا اين خلا در ايران پر شود كه با استقبال شادروان استاد پورداود مواجه مي شود.

حال بهتر است به زندگينامه استاد به نقل از پايگاه اطلاع رساني بنياد ايران شناسي بپردازيم:

خلاصه : عبدالمجيد ارفعي در شهريور ماه سال 1318 در كنار كوه "گنو" در بندر عباس بدنيا آمد. وي دوران ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در شهرهاي بندر عباس،يزد و دبيرستان البرز تهران سپري كرد. بعد از آشنايي با فارسي باستان در كتابخانه ملي و آموختن آن زير نظر استادان مجرب ادامه تحصيل در رشته ادبيات را در مدرسه دارالفنون ادامه داد و پس پذيرفته شدن در كنكور، عاليرغم اسرار خانواده به تحصيل در رشته حقوق پا به دانشكده ادبيات زبان فارسي گذاشت و درسال 1344 به آمريكا رفت و زبانهاي آكدي و ايلامي را در دانشگاههاي آن سامان آموخت و از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد و با مدرك دكتري راهي تهران شد.

گروه: علوم انساني

رشته : زبان شناسي

گرايش : زبان ايلامي و آكدي

تحصيلات رسمي و حرفه اي : عبدالمجيد ارفعي بعد از پايان دوره متوسطه در دبيرستان البرز تهران، سال هاي ۱۳۳۲ او در كتابخانه ملي با نوشته هاي پورداوود آشنا شد و استاد متيني كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ارفعي آموخت. و ارفعي در همان سال ها اين زبان پهلوي را از روي كتاب كارنامه اردشير بابكان مشكور آموخت. زبان اوستايي را نيز وي از روي گات هاي پورداوود تمرين كرد و آن را نيز آموخت. ادامه تحصيل در رشته ادبيات، در مدرسه دارالفنون دنباله تحصيل ارفعي شد و هنگامي كه كنكور داد در سه رشته حقوق، باستان شناسي و ادبيات فارسي قبول شد. وي به دانشكده ادبيات زبان فارسي رفت و وقتي او وارد دانشكده شد با زبان هاي پهلوي و اوستايي به خوبي آشنايي داشت اما پس از پايان دانشكده چشم ديگر او به علت نزديك بيني پاره شد و دوباره او يك سال در خانه ماند. سفر به آمريكا در مهرماه سال ۱۳۴۴ اتفاق افتاد. نخستين آشنايي ارفعي با استادان زبان هاي باستاني در اين سفر رخ داد و او به دانشگاه پنسيلوانيا در فيلادلفيا رفت. دو سال در اين دانشگاه به خواندن زبان آكدي مشغول شد و چون به زبان ايلامي علاقه داشت راهي دانشگاه مؤسسه شرقي شيكاگو شد. «هلك»، از مشهور ترين استادان زبان و خط ايلامي در دانشگاه شيكاگو درس مي داد و ارفعي نزد اين استاد نامي به تحصيل پرداخت. نخستين تماس هاي ارفعي با گل نوشته هاي ايلامي نيز در همين دانشگاه رخ داد. هلك در آن دوران هر شب چند تايي كتيبه خوانده شده را به ارفعي مي داد و او از روي متن ترجمه شده كتيبه ها را مي خواند. اين كار آنقدر ادامه داشت كه بعدها هلك كتيبه هاي خوانده نشده را به ارفعي مي داد تا در آماده سازي كتاب گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد به او كمك كند. ارفعي هر شب آنها را مي خواند و صبح به استاد تحويل مي داد. تيرماه ۱۳۵۳ ارفعي از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد و با مدرك دكتري راهي تهران شد. خلاصه تحصيلات رسمي دكتر ارفعي به قرار زير است: كارشناسي رشته ادبيات و زبان فارسي از دانشگاه تهران كارشناسي ارشد رشته زبانشناسي از دانشگاه شيكاگو آمريكا دكتراي تخصصي رشته زبان شناسي با گرايش اكدي و ايلامي از دانشگاه شيكاگو آمريكا

خاطرات و وقايع تحصيل : دو بار پارگي چشم عبدالمجيد ارفعي در دروان تحصيل از خاطرات وي است كه به آن اشاره دارد. اولين بار به علت پارگي چشم آخرين سال هاي تحصيل در مدرسه البرز رابه مدت يك سال از دست داد اما شادروان مجتهدي كه در آن دوران مدير مدرسه بود پذيرفت ارفعي مستمع آزاد درس بخواند و چون دكتر اجازه تحصيل را داد او درس خواند و مدرسه را به پايان برد. و بار دوم پس از پايان دانشكده ادبيات زبان فارسي چشم ديگر او به علت نزديك بيني پاره شد و دوباره او يك سال در خانه ماند.

فعاليتهاي ضمن تحصيل : از فعاليت هاي ضمن تحصيل وي ميتوان به آموختن زبانهاي فارسي باستاني پهلوي و اوستايي در دوران تحصيل در مدرسه دارالفنون اشاره كرد وي سال هاي ۱۳۳۲ در كتابخانه ملي با نوشته هاي پورداوود آشنا شد و استاد متيني كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ارفعي آموخت. كتاب كارنامه اردشير بابكان مرحوم مشكور او را با زبان پهلوي آشنا كرد و ارفعي در همان سال ها اين زبان را از روي كتاب مشكور آموخت. زبان اوستايي را نيز وي از روي گات هاي پورداوود تمرين كرد و آن را نيز آموخت بطوريكه وقتي او وارد دانشكده ادبيات زبان فارسي شد با زبان هاي پهلوي و اوستايي به خوبي آشنايي داشت. او همچنين در سالهاي تحصيل در آمريكا علاوه به آموختن زبان آكدي به آموختن زبان ايلامي كه مورد علاقه وي بود نيز پس از آن موادرت ورزيد

استادان و مربيان : از استادان وي ميتوان به استاد متيني كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ارفعي آموخت و شادروان خانلري و نيز هلك از مشهور ترين استادان زبان و خط ايلامي در دانشگاه شيكاگو اشاره داشت. نخستين تماس هاي ارفعي با گل نوشته هاي ايلامي نيز در همين دانشگاه رخ داد. هلك در آن دوران هر شب چند تايي كتيبه خوانده شده را به ارفعي مي داد و او از روي متن ترجمه شده كتيبه ها را مي خواند. اين كار آنقدر ادامه داشت كه بعدها هلك كتيبه هاي خوانده نشده را به ارفعي مي داد تا در آماده سازي كتاب گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد به او كمك كند. ارفعي هر شب آنها را مي خواند و صبح به استاد تحويل مي داد. تيرماه ۱۳۵۳ ارفعي از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد

همسر و فرزندان : عبدالمجيد ارفعي متاهل و داراي سه فرزند مي باشد.

مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ـ همكاري با فرهنگستان ادب و هنر ايران در سال ۱۳۵۳و از اواخر دهه پنجاه ارتباط عبدالمجيد ارفعي با فرهنگستان زبان به پايان مي رسد و او نزديك به دو دهه از كار در مراكز مرتبط با حوزه كاري اش فاصله مي گيرد. تا اين كه مرحوم كازروني، رئيس سازمان ميراث فرهنگي از او دعوت به كار كرد ولي آن هم طولي نمي كشد. ـ همكاري با فرهنگستان زبان و ادب فارسي - همكاري با بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد تا اكنون. - همكاري با پايگاه پژوهشي شوش - سابقه كار در پژوهشگاه علوم انساني

مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : بعد از پايان تحصيلات و دريافت دكترا عبدالمجيد ارفعي به تهران بازگشت و مرحوم خانلري كه در آن سال ها انتظار وي را مي كشيد شرايطي به وجود آورد تا ارفعي در فرهنگستان ادب و هنر ايران مشغول به كار شد. همكاري ارفعي با فرهنگستان ۳ سال طول كشيد و در اين مدت ارفعي كتابخانه بي نظيري را در اين فرهنگستان با كتاب هايي درباره تاريخ ايران و باستان شناسي تهيه ديد. در آن زمان خانلري به خواست ارفعي دست وي را در خريد كتاب بازگذاشته بود و او موفق شد در مدت ۳ سال حدود ۴ميليون دلار كتاب خريداري كند. در اين دوران بهار، صديقيان و مزدا پور هم گاهي در سفارش كتاب ها به او كمك مي كردند و به اين ترتيب كتابخانه اي به وجود آمد كه هنوز هم در پژوهشكده علوم انساني نگهداري مي شود. در اين كتابخانه گنجينه عظيمي از مجلات، نوشته ها و مقالات كتاب هاي متعدد درباره تاريخ ايران و جهان و گل نوشته ها و خط هاي خوانده شده وجود دارد. و نيز در موقع قطع همكاري در سال 1377 وي با سازمان ميراث فرهنگي، مهندس بهشتي از ارفعي مي خواهد تالار كتيبه هاي موزه ملي را راه بيندازد. اين خواسته چندباري تكرار مي شود تا اين كه ارفعي قبول مي كند به شغل دولتي بازگردد. در آن زمان تالار كتيبه هاي موزه ملي هنوز راه اندازي نشده بود و ارفعي به كمك دو نفر ديگر حتي قفسه هاي اين تالار را نيز خودشان نصب كرد. از آن جايي كه خريد كتاب دشوار بود و اين تالار كتابي در اختيار نداشت، بهشتي دستگاه فتوكپي در اختيار ارفعي گذاشت و او نيز با مراجعه به پژوهشكده علوم انساني، كتاب هايي را كه ۲۰ سال قبل خودش سفارش داده بود گرفت و به همراه شاگردانش فتوكپي كرد. و اينكار تا سال 1382 به طول انجاميد.

جوائز و نشانها : دكتر عبدالمجيد ارفعي اولين ايراني متخصص زبان اكدي و ايلامي مي باشد.

چگونگي عرضه آثار : سال ۱۳۸۲عبدالمجيد ارفعي پس از چند سال ارتباطش را با موزه ملي قطع مي كند و به دنبال پژوهش هاي شخصي اش مي رود. از آن زمان تا امروز او در شوش و تخت جمشيد به فعاليت پرداخته است. از جمله مهم ترين فعاليت هاي ارفعي چاپ گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد است كه همچنان آن را دنبال مي كند. اين گل نوشته ها توسط هلك خوانده شده اند اما هرگز او فرصت چاپ آن ها را پيدا نكرد. هلك تا لحظه مرگ حدود ۲۵۸۶ كتيبه را خواند كه با اين رقم بيشترين كتيبه را خوانده است. او در زمان حيات خود از ميان ۳۴۰ گل نوشته تخت جمشيد تنها ۳۳ كتيبه را براي چاپ در نشريه اي فرانسوي فرستاد و باقي آن ها هنوز به چاپ نرسيده است. ارفعي پس از آن كه موزه ملي را رها مي كند، با انجام طرحي تصميم مي گيرد كتيبه هايي را كه در دانشگاه شيكاگو نگهداري مي شود، بخواند و به همراه ۳۴۰ كتيبه خوانده شده به چاپ برساند. او در سال گذشته به آمريكا سفر مي كند و از حدود ۶۴۰ كتيبه كه متعلق به باروي تخت جمشيد است، عكسبرداري مي كند. ارفعي اكنون در حال خواندن اين كتيبه ها براي چاپ است. همچنين همكاري او با بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد منجر به خوانده شدن كتيبه هاي خزانه تخت جمشيد شد كه در موزه همان جا نگهداري مي شد. عبدالمجيد ارفعي در حال حاضر براي آجر نوشته هاي شوش و چغازنبيل شناسنامه تهيه مي كند و همچنان همكاري خود را با بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد ادامه مي دهد. ـ تحقيق و خوانش كتيبه هاي تخت جمشيد ـ چاپ كتاب فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش) ـ تشكيل تالار كتيبه ها در سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ ـ ترجمه متن هاي حقوقي بين النهرين از روي كتيبه ها

آثار :

1.فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش)

ويژگي اثر : در زماني كه ارفعي تالار كتيبه ها را راه مي انداخت، او شروع به خواندن گل نوشته هايي كرد كه دانشگاه شيكاگو ايران بازگردانده بود و كامرون (استاد زبان ايلامي) آن را خوانده بود. اما هرگز آن را چاپ نكرده بود و ارفعي با اصلاح برخي بخش هاي ترجمه شده آن را به همراه كتيبه هاي ديگر كه در تخت جمشيد نگهداري مي شود خواند و به زير چاپ فرستاد.

2. گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد

اين كتاب  شامل دو مقدمه فارسي و انگليسي و متن 164 گل نوشته ترجمه شده مي باشد. در اين كتاب دستور زبان ايراني نيز وجود دارد. همچنين در پيشگفتار انگليسي درباره مكان قرار دادن گل نوشته ها،افرادي كه از آنها استفاده مي كردند و برخي موارد ديگر بحث شده است. این کتاب کتاب سال ایران نیز شده است.