Featured post

Friday, 23 October 2015

اعتقادات مهیب

من  از یک حکومت و جامعه اسلام زده از میهنم فرار کرده ام و با شنیدن صدای اذان و دیدن گنبد مساجد و مسلمانهای رنگارنگ تندرو که چه بکشند و چه کشته شوند، با پیامبرشان محشور می شوند به بهشت! ، حالم بد می شود!
نه همه مسلمانها ! ، موجوداتی که وقتی آنها را می بینی قبل از هر چیز متوجه مسلمان بودنشان می شوی، موجوداتی که از جامعه اسلامی خودشان فرار کرده اند و حاظر به هماهنگی با جامعه جدید نیستند! و می خواهند کشور میزبان را به شکل کشور خودشان درآورند!
اینجاست که باید کسی راه بازگشت به مدینه دلخواهشان را نشانشان دهد.


اینجا منظور به ایران و منطقه نیست که به هر دلیل و منطق، خاک اسلام به سرش نشسته و رو به نابودی است.
هدف سخن که تنها درد دلیست برای خودی ها وگرنه گوش شنوا و علاقه مندی به  مطلب من نیست
منظور مردم میزبان و کشور و سیاست آن است که بی مهابا سفره بزرگ و مفت پهن کرده اند برای مدعیان خودخواهی که در جهنم هم دست از سر دیگران بر نمی دارند، بهشت که میراث پدرشان است
جمعیتی که در ابتدا با مظلوم نمایی و سربه راهی وارد می شوند و بعد مانند قارچ سمی همه جا را آلوده می کنند
موجوداتی که یادشان می رود باید خود را با فرهنگ کشور میزبان وفق دهند و با قدرت به تخریب فرهنگ اطرافیان می پردازند و سعی می کنند آن کشور و مردمش را به سرزمینی بدل کنند که از آن گریخته اند!
جمع که می شوند از حسن نیت و مهربانی میزبان سوءاستفاده می کنند و در ابتدا مسجد می سازند و بعد میکروفن و بلندگویی و اذان و ...
گوش و چشم و روان آدم را می آزارند و به حقوق دیگران تجاوز می کنند و انتظار دارند دیگران یا مانند خودشان شوند یا به عقایدشان احترام بگذارند، نمونه آنرا می توان در برخی شهرهای اروپا دید
به راحتی دین و آیین و فرهنگ دیگران را تحقیر می کنند و به لجن می کشند و آنوقت اگر کسی به پیامبرشان گفت بالای چشمت ابروست، وامسیبتا!
امیدوارم جایی را که از شر اسلام به آن پناه آورده ام، بیش از این آلوده نکنند

Thursday, 1 October 2015

هجوم زامبی ها



فکر کنم،یک فیلم دیده بودم که دکتری به نام «هیومن رایت»، در آزمایشگاهی به نام «میدل ایست»، ویروسی را پرورش و نمو داد که انسانها را به گونه ای زامبی «Crescent» تبدیل می کرد..
وظیفه زامبی«Crescent» این بود که الماس سیاه را از دل سنگ بیرون بیاورد برای دکتر هیومن رایت!
آخر فیلم، زامبی ها که تعداشان بسیار زیاد شده بود و تمام سرزمین میدل ایست را سوزانده و نابود کرده بودند، با محموله الماس وارد خانه دکتر هیومن شدند...