پروردگارا!
به گمراهيها خواهم رزميد،
با آز و ستم خواهيم جنگيد،
بتخانه ها خواهيم برانداخت،
و آن پشتيباني و راهنمائيهاي
توست که ما را فيروز خواهد گردانيد.
(نيايش يکم آذر)
🔆ما آریایی هستیم، تازی نمی پرستیم🔆
رواج شيعيگري در ايران: بايد دانست از روزي که عرب به ايران دست يافت انبوهي از ايرانيان چيرگي آنان را برنتافته براي رهايي به کوششهايي برمي خاستند، بويژه در زمان بني اميه که چون فشار ايشان بيشتر مي بود، دشمني ايرانيان با عرب بيشتر شده بود، و علويان که با بني اميه نبرديدند و مي کوشيدند، ايرانيان «لالحب علي بل لبغض معاويه» هوادار علويان مي بودند. از اينرو شيعيگري در ايران زمينه آماده ميداشت و کساني از علويان که گريخته به اينجا درآمدند در مازندران و گيلان فرمانروائيها بنياد گزاردند.
سپس آل بويه که پادشاهي بنياد نهاده تا بغداد پيش رفتند، اينان چه از روي باور و چه از راه سياست، هواداري از شيعيگري نمودند و در عراق و ايران به رواج اين کيش بسيار افزودند.
در زمان سلجوقيان، چون پادشاهان آن خاندان سُّنّي مي بودند، از رواج شيعيگري کاست، سپس در زمان مغول، چون خاندان چنگيز به يک دين پابسته نمي بودند بار ديگر شيعيگري در ايران به رواج افزود، و يکي از پادشاهان بزرگ ايشان (سلطان محمد خدابنده) خود شيعي گرديد و سکه بنام دوازده امام زد.
پس از برافتادن مغولان سربداران که در خراسان برخاستند، و مرعشيان که در مازندران پيدا شدند، و قره قويونلويان که به بخش بزرگي از ايران فرمان راندند، کيش شيعي ميداشتند و پيشرفت آنرا در ايران بيشتر گردانيدند. سيد محمد مشعشع در خوزستان که دعوي مهديگري مي داشت شيعيگري را با باطنيگري در هم آميخته بدآموزي هاي نويي را به ميان مردم انداخت.
پس از همگي نوبت به شاه اسماعيل رسيد که چون برخاست به سُّنّي ُکُشي پرداخته با زور و شمشير شيعيگري را به همه جاي ايران رسانيده نفرين و دشنام به ابوبکر و عمر و ديگر ياران پيغمبر را پيشه ايرانيان گردانيد.
از اين زمان شيعيگري کيش رسمي ايرانيان گرديد و سياست کيش و کشور بهم آميخت، بويژه که اين رفتار اسماعيل و ُسُني ُکُشي هاي او پادکاري پيدا کرده سلطان سليم پادشاه عثماني هم در کشور خود به شيعه ُکُشي برخاسته چهل هزار تن را، از بزرگ و کوچک و زن و مرد، نابود گردانيد. سپس از علماي سّنّي فتوي گرفته به جنگ شاه اسماعيل شتافت و در چالدران او را شکسته گريزانيد.
از اينجا دشمني سختي ميانه ايران و عثماني پديد آمد و پادشاهان عثماني هر زمان که فرصت يافتند به ايران تاختند. سپس در زمان شاه طهماسب (پسر اسماعيل) و سلطان سليمان (پسر سليم) نيز جنگها و خونريزيها رفت. اسماعيل دوم (پسر طهماسب) خواست شيعيگري را از ايران براندازد و يا جلوگيري از نفرين و دشنام کند، زمانش فرصت نداده از ميان رفت.
پس از وي در زمان سلطان محمد و شاه عباس و شاه صفي بار ديگر جنگهاي بسياري در ميانه رفت، و اين بار عثمانيان از علماشان فتوي گرفته و کشتار و تاراج هم ميکردند، و زنان و دختران را برده گرفته و با خود برده در بازارهاي استانبول و صوفيا و بلگراد مي فروختند.
در پايان در زمان صفويان، چون افغانان به شوند دوتيرگي سّنّي و شيعه به نافرماني برخاسته پس از جنگهايي به اسپهان دست يافتند و شيرازه کارهاي ايران از هم گسيخت، عثمانيان بازهم فرصت يافتند و به آذربايجان و کردستان و همدان لشگر آورده، چيره شدند و در ميانه خونهاي بسيار ريخته گرديد.
سپس چون نادر برخاست اين شاه غيرتمند از يکسو به سر عثمانيان تاخته ايشان را از سراسر خاک ايران بيرون راند، و بارها لشگرهاي انبوه آنان را از هم پراکند، و از يکسو به کندن ريشه کينه و دشمني کوشيده چنين خواست که شيعيگري را از نفرين و دشنام پيراسته و از باورهاي گزافه آميز پاک گردانيده آنرا يک راهي از راههاي فقهي وانمايد، و شيعيان (يا بهتر گويم: جعفريان) را با مالکيان و حنفيان و حنبليان و شافعيان در يک رده نشاند، و ميانه آنان مهر و دوستي پديد آورد، و در اين راه به کوششهاي بسياري برخاسته بارها علماي سّنّي و شيعي را پهلوي هم نشانده به گفتگو واداشت و بارها به عثمانيان فرستادگان فرستاده با اين شرط پيشنهاد آشتي کرد، و در مغان چون پادشاهي را مي پذيرفت از ايرانيان در اين باره پيمان گرفت. ولي اين کوششها بيهوده درآمد و آن پادشاه غيرتمند کشته گرديده از ميان رفت.شيعيگري به حال خود مانده تا به اينجا رسيد که امروز است. داستان آنرا با مشروطه نيز همگي مي دانيم .اينست فهرستي از تاريخچه رواج شيعيگري در کشور ايران.
از کتاب: شیعیگری، «بخوانند و داوری کنند» نوشته احمد کسروی
کتاب شیعیگری را می توانید در پانوشت تصویر،دانلود کنید⬇
![]() |
⚜ .. دانلود کتاب .. ⚜ |
💢💢💢
👁🗨
___________________________________________
بسماللهالرحمنالرحیم بخوانید و به کار بندید قالاللهتعالی: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوههای گوناگون عالم طبیعت رهانده. خلیل آسا در علم الیقین زن- ندای لااحب الافلین زن. قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. قیام برای خداست که خاتم النبیین صلی الله علیه وله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنی رساند. خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده. قیام برای نفس است که بیش از دهها میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتی شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونی چیره میکند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام برای نفع شخصی است که الان هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام برای نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بی شرف کرده و نفس از هیچ کس در نمیآید. قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زنهای عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخن نمیگوید. قیام برای نفعهای شخصی است که روزنامهها که کالای پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشهها را که از مغز خشک رضاخان بی شرف تراوش کرده تعقیب میکنند و در میان توده پخش میکنند. قیام برای خود است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه میخواهند بگویند و کسی نفس نکشد. هان ای روحانیون اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان باناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهای شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. انالله فیایام دهرکم نفحاثالافتعر ضوالها. امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید همه دیدید کتابهای یک نفر تبریزی بیسر و پا را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له- الفدا آن همه جسارتها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذری در محکمه خدا دارید این چه ضعف و بیچارگی است که شماها را فرا گرفته ای آقای محترم که این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید، خوب است یک کتابی هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده، از همه امضا میگرفتید که اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتی میشد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام میکردند. خوب است دینداری را دست کم از بهائیان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک ده زندگی کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود، برای او قیام کنند شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بیدین از جای برخاستند و در گوشه زمزمه بیدینی را آغاز کردند، به همین زودی بر شما تفرقه زدهها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَی اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلی اللّهِ .
۱۱شهر جمادیالاولی ۱۳۶۳ [۱۵اردیبهشت ۱۳۲۳] سید روحالله خمینی


No comments:
Post a Comment