Featured post

Wednesday, 18 May 2016

چپ مغز

 افکار پریشان گلسرخی همان دو سگی است که کنارش هستند
 و اتحاد این دو ایدئولژی او را تبدیل به یک تروریست اسلحه بدست کرده است



«من که یک مارکسیست- لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آن گاه به سوسیالیسم رسیدم ‼‼ 😊😁O.O
زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود؛ و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است؛ و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی، و اسلام علی را تأیید می‌کنیم » 
(دفاعیه خسرو گلسرخی در دادگاه)







جواب:
من به درستی نمی فهمم، چرا کسی باید از یک کارتون از خسرو گلسرخی به این اندازه ناراحت شود که در تقابل با آن، آنگونه پای مسائل شخصی و حاشیه ای را پیش بکشد!. 
شاید بهتر می بود اگر اعتقاد و یا احترامی برای این فرد قائل بود ، کار و رفتار او را توضیح می داد و یا توجیه می کرد .
گرچه جای هیچ توجیه نیست، همانگونه که خانم میرزادگی همدست و همراه گلسرخی نیز کار او را موجه نمی داند و از کارش و همکاری با او پشیمان است.
آیا نوشتن یک مقاله و یا کشیدن کاریکاتور از نظر شما یک مبارزه مدنی نیست!؟ یا شاید ما هم می بایست همچون دوستان چپ و یا اسلام گرا ، به جای قلم، اسلحه دست می گرفتیم و به جای طرح کارتون، گروگان گیری طراحی می کردیم!؟
من واقعا متاسف هستم که امروزه برخی هنوز ، چگوارا و شریعتی و گلسرخی را الگو و سمبل آزادی خواهی می دانند.
کسانی که روزی «شکوه» را مزه عرق خودشان می دانستند!! ، امروز برای برخی شده اند الگو و سنبل آزادی!!
آنان که شکوه را مزه عرق خوردند و نفرت قی کردند!
به این ویدیو توجه کنید و سخنان شکوه میرزادگی را بشنوید:




شکوه میرزادگی به این نتیجه رسیده است که: 
طرح آدم ربایی و سپس آدم فروشی و لو دادن رفقا، برای شهید سازی و استوره سازی بوده تا بتوانند در شورش چهار سال بعد، مردم ساده لوح را همراه خود کنند و کشور را تقدیم به اربابشان شوروی کنند. مانند روزهای شورش پنجاه و هفت که خودشان هم دیگر را کشتند و دست های کثیف و آغشته به خون شان را به دیوار کوبیدند و مردم را فریفتند. ..
شرمتان باد.



No comments: