Featured post

Sunday, 5 January 2014

شریعت اسلامی 18+


(نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 از وبلاگ قبلی مسدود شده http://kouroshmasoumifar.blogfa.com/ )

حرام کردن ماریه بر خود


                                  



از جمله حوادثی که در باب زن و پیغمبر باید آورد (زیرا در آن زمان سر و صدایی به راه انداخت و باعث نزول آیاتی چند گردید) حرام کردن پیغمبر ماریه قبطیه را برخود بوده .

یعنی پیغمبر ماریه را بر خود حرام کرد و آن حادثه از این قرار است: ماریه روزی نزد پیغمبر آمد .آن روز پیغمبر در خانه حفصه بود و حفصه در خانه نبود حضرت همانجا با ماریه همبستر شد و در این اثنا حفصه سر رسید و داد و بیداد راه انداخت که چرا حضرت با کنیز خود در خانه و در بستر او خوابیده است. پیغمبر برای تسکین خاطر حفصه و آرام کردن وی ماریه را بر خود حرام کرد. لابد پس از رفع بحران یا به واسطه علاقه ای که به ماریه داشته و یا به واسطه این که ماریه از تحریم خود بر پیغمبر ناراحت شده و بازخواست کرده بود، حضرت از حرام کردن ماریه بر خویشتن عدول کرد و برای تبرئه و تزکیه وی، آیه های اول تا پنجم سوره تحریم نازل شده است:

« یا اَیَّهَا النَّبِی لِمَ تُحَرَّمُ ما اَحَلَّ اللهُ لَکَ تَبتَغی مَرضاتَ اَزواجِکَ وَاللهُ غَفُورُ رَحیُم »

یعنی : ای پیامبر چرا چیزی را که خدا حلال کرده است برای رضایت زنان خود بر خویشتن حرام می کنی؟ خداوند تو را بر این تحریم (کار بیجا) می بخشد. در آیه بعد راه غفران و چشم پوشی از تحریم امری که خداوند حلال کرده است، معین شده و آن دادن کفّاره است، که در سوره مائده وجوب کفّاره آمده است و از این رو مقاتل «قد فرض الله لکم تحلة ایمانکم» مانند آزادکردن بنده والله غفور رحیم و حسن می گوید :

به دلیل آخر آیه که پیغمبر کفّاره داد و بنده ای را آزاد کرد می گوید خداوند او را بخشیده است. آیه سوم که دنباله همین قضیه است، شخص را به شگفت می اندازد که یک امر شخصی و خانوادگی و مربوط به گفتگوی زن و شوهر در قرآن مطرح می شود:



وَ اِذاَ سَرَّ النَّبِیُّ اِلی بَعضِ اَزواجِهِ حَدیثاً فَلَمّا نَبَّأت بِهِ وَ اَظهَرَهُ اللهُ عَلَیهِ عَ رَّفَ بَعضَهُ وَ اَعرَصَ عَن بَعضٍ فَلَمّا نَبَّاها بِهِ قالَت مَن اَنبَاکَ هذا قالَ نَبَّانِی العَلیمُ الخَبیرُ

یعنی:

پیغمبر به یکی از زنان (حفصه) رازی را گفت (تحریم ماریه بر خود) و به او گفت آن راز را به کسی نگوید اما چون آن راز را به دیگری (عایشه) گفت و خداوند او را (یعنی پیغمبر را) از آن آگاه ساخت و پیغمبر بخشی از آنها را به حفصه گفت و از گفتن قسمتی خودداری کرد . حفصه به گمان اینکه عایشه به پیغمبر گفته است پرسید: کی تو را با خبر ساخت؟ پیغمبر گفت: آنکه بر همه اسرار دانا و آگاه است. آیا ذکر این مطالب خصوصی در قرآن که شریعت ابدی و دستور قطعی برای کافّه (کلیّه، تمامی) نوع انسانی است شگفت آور نیست؟

و از آن شگفت انگیزتر شرح و بسط مفسران است ... آیا این بگومگوهای زنانگی که هر روزه هزار مانند در هرگوشه جهان دارد،امریست که در متن قرآن آید و مفسران خداوند بزرگ و آفریننده کائنات را تاحدّ خبرچینی تنزل دهند که گفته حفصه را به عایشه بازگو کند؟ در هر صورت، سه آیه نخستین سوره تحریم در باب این حادثه عادّی و نقار (اختلاف و مشاجره) زن و شوهر است . (آیه ٤ و ٥) تهدید عایشه و حفصه است که اگر در صورت ادامه این وضع و تعقیب این ادا و اصول زنانگی و رشک ورزیدن، موجبات ناراحتی پیغمبر را فراهم کنید، خداوند حامی اوست و حتی ممکن است منجر به طلاق دادن شما شود ... بدین مناسبت شاید بد نباشد روایت دیگری که در شأن نزول آیات اولیه سوره تحریم آمده است نقل شود:

پیغمبر در خانه زینب عسل خورده بود . وقتی از نزد وی بیرون آمد، عایشه و حفصه از راه رقابتی که با زینب داشتندگفتند: بوی مغافیر از دهانت می آید (مغافیر بوی ناخوش دارد). هنگامی که حضرت این را شنید، عسل را بر خود حرام کرد و پس از این، لابد از سوگند خود پشیمان شده بود، آیه عتاب سوره تحریم نازل شد و برای شکستن سوگند، اصل کفّاره را معین فرمود و زنان خود را به طلاق تهدید کرد، هرگاه از این رقابت و حسد ورزیدن توبه نکنند ولی تصور می شود همان روایت نخستین صحیح باشد زیرا از گفتن سرّی به حفصه و فاش شدن راز سخن به میان آمده ...

(علی دشتی،23سال)

No comments: