(نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت از وبلاگ قبلی مسدود شده http://kouroshmasoumifar.blogfa.com/ )
سرانجام دقیقه ی نود آخرین روز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری ابهام روشن و معلوم شد که دوتا از کله گنده های سیاسی وقدرت طلب، مشایی و رفسنجانی نیز پا به میدان گذاشتند. در این مقوله با فرض اینکه اسامی مشهور سیاسی از فیلتر شورای نگهبان هم بگذرند؛ آنچه که در به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری ایران به چشم می خورد را باید مثلث فتنه ی سال نود و دو نامید.
در راس این مثلث طرفداران حلقه درگوش بی چون و چرای رهبری هستند که معروف به اصولگرایان پیرو ولایت قبیحه اند و کسانی همچون ولایتی،قالیباف،حدادعادل،جلیلی و قاتلانی مثل پورمحمدی و فلاحیان وزیر اطلاعات رفسنجانی را شامل میشوند.
ضلع دوم این مثلث را باید در اصولگرایان پیشین و منحرفین از خط رهبری یا دولتیان نامید که هرچند سه تن از آنها پا به میدان گذاشتند؛ جوانفکر و رحیمی با گرفتن حق و حقوقشون از احمدی نژاد عرصه را برای مشایی خالی کردند. اینجاست که این لقمه ی گرفتار در گلوی رهبر عمده ترین حلقه ی فتنه را برای رهبر و جیره خواران اطرافش شکل داده. از طرفی رهبری در انتخابات قبلی تمام قد پشت احمدی نژاد قرار گرفت ولی حال او که دوره اش رو به پایان است چونکه همه ی رفتارهای فرا قانونی اش را کسی به سوال و جواب نکشید می رود تا با همه ی قدرت از خامنه ای باج خواهی کند. در اینصورت دو احتمال در میان است: اگر مشایی بیاید همچنان خط سیر بی در و پیکر احمدی نژادی در این کشور ادامه پیدا خواهد کرد و سر سلسله ی آن جنگ با رفسنجانی و بخصوص اصولگرایانی که او را حلقه ی انحرافی نامیدند. اگر هم نیاید مشایی و احمدی نژاد با رفتارهایی از قبیل لغو کابینه وزیران و چوب لای چرخ انتخابات گذاشتن و افشاگریهایی که از روز اول بگم بگم کرده، فتنه ی نود و دو را باروت رسانی کافی خواهد کرد.
ضلع سوم این انتخابات حضور پنهان اصلاح طلبان و باند خاتمی است که با حمایت از رفسنجانی علنی تر خواهد شد. از طرفی این لقمه ی گیر کرده در گلوی رهبری چنان برای او خفقان آور خواهد بود که خامنه ای را با چالشی عظیم تر از همیشه روبرو خواهد کرد. از طرفی اگر ازطرف شورای نگهبان رد صلاحیت شود یعنی رد همه ی انقلاب و گل سرسبد آن که از ابتدا یار غار خمینی و شورای انقلاب و رئیس فرماندهی جنگ شروع شد و با نمایندگی مجلس شورا و خبرگان و دو دوره رئیس جمهوری و شورای مصلحت نظام ادامه پیدا کرد ولی آرام آرام چنان از رهبر زخم خورد که حتی از ریاست دانشگاه آزاد هم برکنار شد و فرزندانش هم به حبس افتادند و کار بجایی کشید که درد دلش را به خدا گفت. اگر هم تایید نشد که سرسلسله ی فتنه ی نود و دو برای خامنه ای خواهد بود.
خلاصه این که در این جنگ قدرت، خامنه ای خواهان ادامه برنامه هسته ای، دخالت های منطقه ای و تداوم سیاست بدون ترمز است و در طرف مقابل، رفسنجانی و بقیه به این نتیجه رسیده اند که با ادامه این سیاست ها کل نظام سقوط میکند و از اینرو، هم رحیم مشائی و هم رفسنجانی علیرغم میل خامنه ای کاندید شده و به مقابله با وی برخاسته اند. بخش های مهمی از نظام نیز به منظور جلوگیری از سقوط رژیم حامی رفسنجانی بوده و خواستار تغییر سیاست های پرخطر نظام هستند.
ولی اصلی ترین سخنم با رای دهندگانی است که فکر می کنند در میان بدترین ها باید به بد پناه آورد و به رفسنجانی خوشبین اند و فراموش کرده اند که وی یکی از جنایت کارترین چهره های تاریخ ایران است. رفسنجانی همه ی این کشاکش ها را بجان خریده و می خرد تا اصل نظام ولایت قبیحه و بقای خود و اطرافیانش را حفظ کند. نباید فراموش کرد که در زمان او بود که حقوق بشر تا چه حد نقض شد و ترور مخالفان خارج از کشور تحت فرماندهی او بود و چه شکنجه ها و خونهایی که بدست اطرافیان او مثل فلاحیان و ری شهری بر زمین ریخته شد وهمچنان تلاش برآن است که نام شهدای اهل قلم فراموش شود.
No comments:
Post a Comment