(نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1392 از وبلاگ قبلی مسدود شده http://kouroshmasoumifar.blogfa.com/)
با هر ترفندی بود ثبت نام و صلاحیت نامزدهای رئیس جمهوری تمام شد. بماند که در این نظام هرکسی که توان حضور و ماندن داشته باشد یا بدنبال حق و حقوق خود از طریق چپاول بیت المال است؛ یا بدنبال حفظ تاج و تخت خامنه ای و نظام است. در این نوشته ی کوتاه سوالهایی رو می پرسم شاید قدمی باشد در روشن شدن این مسئله که مشکل تاریخ ایران، اسلام است نه رئیس جمهور سیاه و سفید آن .
همگی نامزدهای رئیس جمهوری ادعای توانایی بهبود وضع اقتصادی و معیشتی مردم را دارند ولی یادمان نرود که اینان میخواهند هدایت کشتی به گل نشسته ای را در دست بگیرند که در طول چندین سال با فرمانروایی خامنه ای و این اواخر هدایت دست نشانده اش، احمدی نژاد آنچنان به تالاب فقر و بدبختی فرو رفته است که عبرت همگان است. فراموش نکنید که درآمد نفتی هفتصد و پنجاه میلیارد دلاری دولت احمدی نژاد تقریبن دو و نیم برابر درآمد شانزده ساله ی دولت رفسنجانی و خاتمی و یا بهتره بگم چــــنـــدیــــن برابر کـــــــــــــل عواید نفتی ایران تا قـــبـــــل از انقلاب بود. آنوقت این باید نتیجه اش باشد؟ آمار بالای بیکاری؟ تورم سی درصدی؟ کاهش پنجاه درصدی ارزش ریال؟ کاهش به نصف تولید خودرو؟ بسته شدن بیشتر کارخانه ها و صنایع؟ وضعیت وخیم کشاورزی و حتی ورود گندم و شکر؟ بدهی کلان دولت به مردم و بخصوص معوقه های حقوق و مزایای کارمندان و کارگران؟ وضعیت وخیم دارو؟ گرانی؟ و...؟ و....؟ و...؟؟
در این شرایط به راستی....؟؟ آیا رفع تحریم ها در اختیار رئیس جمهور یا حتی خامنه ای است؟
آیا با این گــُنده گویی های انقلابی خامنه ای و شعارهای از سر غرور فرعون وارش، اوست که باید کاسه ی زهر را همچون خمینی بنوشد تا روابط خارجی با دیگر کشورها و اروپا و آمریکا بهتر شود یا رئیس جمهور؟
آیا در زمانی که خامنه ای و پیروان دیوصفتش مردم یک کشور دیگر(اسرائیل) را حتی انسان نمی داند، توقع بهبود شرایط را باید داشت؟
آیا با این بهار عربی که منطقه را فراگرفته و قدرت ایران هر روز ضعیفتر میشود و کار بجایی رسیده که حتی ترکیه و امارات و کویت هم اظهار وجود می کنند، حمایت چند کشور بدنام همچون کره شمالی و ونزولا و بوکینافاسو و حسن نصرالله فایده بخش است؟
آیا با این شکاف قدرتی که از بعد از انتخابات هشتاد و هشت در بین حاکمیت و بدنه ی اصلی جامعه بوجود آمده و کار بجایی رسیده که مشکلات داخل و خارج از ایران رها شده و هرکدام از این چپاولگران با رسوا کردن مفاسد دیگری تلاش بر قدرت طلبی بیشتر دارند؛ نباید هراس تجزیه ی داخلی ایران را داشت؟
آیا دولتهای آینده می خواهند با پیروی از فرمان خامنه ای و زور و کشتار و زندان معترضان، همچنان فضای امنیتی حاکم برجامعه را پیش ببرند؟ در اینصورت جواب شکم گرسنه ی مردم و انقلاب پابرهنگان را چه خواهند داد؟ آیا ... آیا...؟
نمی دانم پاسخ چیست ولی فقط میدانم که تا این قانون اساسی و ولایت فقیه برسرکار است نباید توقع بهبود هیچ چیز را داشت و بیچاره ملتی که کارشان به جایی رسیده باشد که رفسنجانی ها و فلاحیان ها و دیگر خونخواران کثیف وطن فروش، امیدبخش آزادی و رفاه و رهایی آنان باشند.

No comments:
Post a Comment